حسن حسن زاده آملى

458

دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)

اين‌كه حاسّ قوّه است . فهى تحسّ ذاتها لا الثلج ، و تحس ذاتها لا القارّ ، يعنى القوة الحاسّة تحس نفس ذاتها لا شيئا خارجا عن ذاتها . قوله : « اذا عنينا أقرب الاحساس » ، يعنى اذا عنينا بالاحساس و المحسوس أقرب الاحساس . قوله : « قد صار بالفعل من غير أن بطل فعل الى القوّة » ، يعنى يكون استكمالا من العدم الى الوجود لا ابطال أمر وجودى . قوله : « هو ما يتصور به الحاس » ، مراد از تصور صورت گرفتن است و همچنين لانّه المتصور بالصورة . شيخ صورت محسوسه را به بعيد و قريب وصف كرده است ، و آخوند به بالعرض و بالذات ، صورت محسوسه بعيد يا بالعرض صورت شىء خارجى است كه نفس به سبب قواى خود با آن يك نحو تعلّق مىگيرد ، و صورت محسوسه قريب يا بالذات آنى است كه حاس آن را يافته است و آن شده است ، و اين صورت محسوسهء قريب بالذات محاكى صورت محسوسهء بعيد بالعرض است . شيخ مىفرمايد : به حقيقت ، محسوس قريب آن صورتى است كه حاسّ بدان صورت درآمده است پس به وجهى حاسّ ذات خود را احساس مىكند ، نه جسم محسوس ( بعيد و بالعرض ) را ، زيرا حاسّ است كه به صورت محسوس قريب خود در مىآيد ، و شىء خارجى است كه صورت محسوس بعيد را دارا است . پس قوّهء حاسّه ذات خود را احساس مىكند نه برف ( خارج محسوس بعيد بالعرض ) را ، و ذات خود را احساس مىكند نه قير ( خارج محسوس بعيد بالعرض ) را . و انفعال حاس از محسوس بر سبيل حركت نيست زيرا كه در آنجا ( يعنى در احساس قوهء حاسّه و ارتقاى علمى ) تغيّر از ضدّ به ضد نيست ( مثل اينكه آب به صورت هوا تغير يابد ، و يا آب سرد گرم شود ) ، بلكه استكمال است يعنى كمالى كه بالقوّه بود به فعليّت رسيد بدون اينكه فعلى باطل شده باشد و به قوّه درآمده باشد .